مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فحشاء ممنوع بود يعنى يك زن با غير شوهر خودش حق تماس نداشت . حالا چون دنيا پيشرفته و مخصوصاً وسائل ضد آبستنى پيدا شده است چه مانعى دارد كه يك زن ، زن قانونى يك مرد باشد و عشقش با مرد ديگر باشد ولى متعهد شود كه از او آبستن نشود ؛ هر وقت خواست آبستن شود با شوهر قانونىاش تماس داشته باشد ؟ من در بعضى از نوشتههاى خودم اين حرفش را نقل و از جنبههاى مختلف رد كردهام . مسألهء عفت و ارزش عفت مسألهء ديگرى است ، هم براى مرد و هم براى زن . در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غريزهء جنسى مطرح نيست ؛ آن مسألهء وحدت ، يگانگى و اتحاد روحى بالاتر است و اين « بالاتر » مطرح است . قرآن تعبيرى دارد مىفرمايد : « وَ مِنْ اياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنوا الَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً » « 1 » . در رابطهء زوجين مودّت و رحمت را [ مطرح مىكند . ] مودّت و رحمت غير از شهوت است . ميان شما وِداد و مهربانى [ قرار داد . ] و داد و مهربانى يعنى يگانگى . نمىگويد خداست كه شما را طورى قرار داد كه شهوت زن به وسيله مرد و شهوت مرد به وسيله زن اقناع شود ؛ آن ، جنبهء حيوانى قضيه است . شك ندارد كه آن هست ولى آن جنبهء اساسى كه پايهء زوجيت است آن است كه « و داد و رحمت » گفته مىشود و مولوى چقدر عالى همين آيه را تفسير كرده است ! مىگويد شهوت از جنبهء حيوانى است ، رحمت و و داد است كه جنبهء انسانى هم [ دارد ] و بعد مىگويد به همين دليل است كه هميشه زنها بر مردها غالبند . عملًا زن بر مرد غالب است چون مرد محكوم مودّت و رحمتى است كه به زن بايد داشته باشد . خيلى عالى و عجيب اين حرف را مىزند ! قرآن مىخواهد بگويد كه در عالم آخرت [ در ] آنچه كه مردان از زنان اخروى [ بهره مىبرند ] - اعم از آنكه آن زنان اخروى خَيْراتٌ حِسان دنيا باشند يعنى زنان دنياشان باشند يا حورالعينها باشند - تنها مسألهء جنسى مطرح نيست ، مسألهء روحى هم مطرح است ؛ يعنى چه ؟ يعنى زنانى هستند عاشق اين مردها ، دل در گرو اين مردها دارند ؛ يعنى يك حالت يگانگى دارند ، از غير اينها چشم بستهاند ، « قاصِراتُالطَّرْفِ » يعنى چشمشان فقط و فقط به اينها اكتفا كرده است . مسأله اين نيست كه بگوييم قانون عفاف در اين دنياست ، آنجا كه عفاف [ نيست ، ] چه مانعى
--> ( 1 ) . روم / 21 .